داستان من

دکتر علیرضا خوشدل

پروفسور علیرضا خوشدل
پزشک متخصص اپیدمیولوژی بالینی

اولین تجربه تدریس من در سال‌های مدرسه ابتدایی بود که به عنوان کمک مربی و در غیاب چند ماهه آموزگار کلاس که به علت بیماری بستری بود درگیر آموزش کلاس شدم. از آن زمان و در مقاطع مختلف همواره از آموزش دادن، تعلیم و تربیت و مهارت آموزی لذت برده و آموخته‌ام. 

زندگی دانشجویی من در یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور به طرز چشمگیری تحت تاثیر استادان فرهیخته‌ای قرار گرفت که فهم مرا از دانش پزشکی شکل دادند و مرا با مسئولیت‌ها و وظایف پزشک بودن آشنا کردند. افتخار آن را داشتم که در آخرین سال‌های عمر پروفسور آرمین پدر پاتولوژی ایران، پروفسور مستقیمی پدر آناتومی نوین ایران و پروفسور شمس از بنیانگذاران واکسن سازی و سرم سازی ایران از نعمت یادگیری از آنان بهره‌مند شوم. آموزش در محضر بسیاری دیگر از اساتید نامدار کشور مرا با منش و روش استادی بیشتر آشنا و علاقمند می‌کرد. در آن دوره اولین نشریه علمی دانشجویی پزشکی کشور و یکی از اولین کمیته‌های تحقیقاتی دانشجویی کشور را با جمعی از دانشجویان نخبه و علاقمند به تحقیق  شکل داده بودیم، جمع اشتثنایی که به هم یاد می‌دادند و با هم می‌آموختند و در طرح‌های تحقیقاتی کار گروهی و هدفمند را برای طرح‌های بزرگ تجربه می‌کردند. آن گروه از دانشجویان امروز هر یک در مقام‌ها و مسئولیت‌های مهم بین المللی و مناصب بزرگ کشور به همنوعان خود خدمت می‌کنند. من در سال ۱۳۷۴ از پزشکی دانش آموخته شدم و برای خدمت در مناطق دوردست اعزام شدم و به مدت ۲ سال در یکی از محروم‌ترین مناطق کشور خدمت کردم . در همان مدت هم با حداقل امکانات، آموزش تیم اورژانس، تکنسین‌ها  و کمک پرستاران درمانگاه‌های تحت نظرم را به صورت منسجم سازماندهی کردم تا بتوانند سطح بهتری از خدمات را ارائه دهند. 

مقصد بعدی من دانشگاه علوم پزشکی ارتش بود که به عنوان مربی و چندی بعد به عنوان معاون دانشکده به مدت ۵ سال درگیر امور آموزشی و پژوهشی بودم تا اینکه در سال ۱۳۸۱ برای طی دوره تخصصی عازم استرالیا شدم. در دانشگاه نیوکسل استرالیا و بیمارستان جان هانتر افتخار داشتم تا زیر نظر اساتید برجسته بین المللی آموزش ببینم و شبکه ارتباطات علمی خود را با دانشمندان زیادی در جهان گسترده کنم و دوره پسادکترای خود را در بیمارستانی در سیدنی طی کردم. من در سال ۱۳۸۶ به کشور برگشتم و تلاش خود را برای ارتقاء آموزش عالی دانشگاهم به کار بستم. بعد از ده سال با همکاری تیم بی‌نظیری از اساتید و کارشناسان دانشگاهی که داشتم تعداد دانشجویان دانشگاه ۲ برابر شد و حوزه تحصیلات تکمیلی دانشگاه رشد ۲۰ برابری را تجربه کرد و تعداد طرح‌های تحقیقاتی به ۱۰ برابر رسید، حوزه بین الملل را توسعه دادیم و سامانه‌های آموزش مجازی را راه اندازی کردیم. حاصل این تلاش، تربیت نسل جدیدی از پزشکان، دندانپزشکان، پرستاران و پیراپزشکانی بود که برای خدمت  در سراسر کشور پراکنده شده‌اند و راه پیشرفت را ادامه خواهند داد. 

با وجود آنکه سال‌ها معاون دانشگاه، قائم مقام دانشگاه و رییس دانشگاه بوده‌ام، هویت خود به عنوان آموزگار و استاد را بیش از همه دوست دارم. بعد از سال‌ها کار کردن در محیط‌های دانشگاهی معتقد هستم که هیچ ماموریتی مهمتر و موثرتر از آموزش نیست. اما آموزش موثر نیازمند محتوایی با کیفیت، روش‌های آموزشی جذاب، زمان مناسب و محیط آماده است که در کنار فراگیران علاقمند و اساتید دانشمند، مسئولیت پذیر و ماهر مثلث طلایی آموزش را شکل می دهد. به همین علت در مدیسینا چشم انداز ما (آموزش مادام العمر) و ماموریت ما (آموزش بدون مرز) است.