کتابخانه دیجیتال

پورسینا آموزگاری خردمند

از بانوئی بنام ستاره در قریه خورمیئن(میان راه بلخ و بخارا)در نخستین روز شهریور ماه سال 359خورشیدی(سال980ترسائی) ، پسری بدنیا آمد که اورا حسین نامیدند. پدر کودک عبدالله نامیده میشد.مادر از بلخ و پدر از بخارا بود که هردوشهر در آن زمان پاره ای از ایران بزرگ بودند. پورسینا از کودکی نشان داد که آینده ای درخشان دارد . برای اندوختن دانش ،نزد استادی بنام ابوعبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی دربخارا رفت. با هوش سرشاری که داشت بسیار زود و در نوجوانی دانش پزشکی را بخوبی آموخت تا بدانجا که نوح پسر منصور پادشاه سامانی وی را برای کار پزشکی ،به نزد خود فراخواند .از همان زمان نام او در دوردست ها پرآوازه شد و در سراسر ایران  پورسینا را بنام پزشکی توانمند شناختند.همانگونه که در این دوران بیشتر کتاب ها درباره دانش پزشکی به زبان انگلیسی میباشددر زمان پورسینا زبانی که در امپراتوری عرب ها بکاربرده میشد عربی بود ،از اینرو بیشتر کتاب های پورسینا نیز بزبان عربی نوشته میشد و عرب ها چون از خودشان دانش پزشکی و پزشکا ن دانشمندی نداشتند پزشک نامدارایرانی را ابن سینا یا ابوعلی سینا نامیدند تا بتوانند از نام این دانشمند بزرگ به اعتبار خود بیفزایند. باید گفت که پدر سینا همانگونه که نوشتم عبدالله نام داشت، از این رو ابن سینا نامگذاری درستی نیست و پورسینا همسرو فرزندی نداشت که اورا ابوعلی سینا بخوانیم. ریشه نام پورسینا نیز از سئناSaenaیا سیمرغ که بنیانگزار دانش پزشکی در جهان شناخته میشود گرفته شده. سينا يا واژه پارسی باستان آن سئينه، پزشک مشهوري در تاريخ ايران بوده است كه از همه جاي گیتی براي درمان نزد او مي‌آمدند. او 700 سال پیش از ميلاد، در زمان مادها، در هگمتانه (همدان) زندگي مي‌كرده و صاحب درمانگاه و دانشکده بوده است. سئينه از چنان شهرتي در پزشكي برخوردار بود كه پس از مرگ نام او تبديل به اسطوره مي‌شود. كلمه سيمرغ و سيرنگ در شاهنامه از همين نام گرفته شده كه پیشه‌اش طبابت بوده است. پرسيمرغ را در آتش مي‌انداختند واو حاضر مي‌شد و به درمان می‌پرداخت. با نگارش کتاب شگفت انگیز، قانون در طب، پورسینا در جهان استاد یگانه دانش پزشکی شناخته شد. پور سینا درکتاب قانون پزشکی را شاخه ای از دانش شناسانیده و گفته است : ” پزشکی سوای باورهای مذهبی یا باور های پوچ و نادرست میباشد” .پورسینا با نگرشی ژرف به ساختار و بررسی کار اندام های بدن روش درست شناخت و درمان بیماری ها را پیشنهاد نمود و تا سده ها پس از درگذشت گورسینا در دانشکده های پزشکی دنیا قانون  درطب رابرای آموزش دانش پزشکی بکارمیبردند.دکتر John Urquhartدرسال 2005میلادی درمجلهBritish Medical Journal 2oo5;vol.331 pp 1486- 1487مینویسد: “به گمان من اگر کسی می خواست از خواندن یک کتاب برای آموزش پزشکی سود ببرد !؟ آن کتاب قانون پورسینا می بود و نه کتاب واصول درمانOsler.،زیرا پورسینا نگرشی همه سویه  به دانش پزشکی داشته ولی Osler تنها به مداخلات پزشکی می پرداخت.

  از بخش های گوناگون پزشکی آموزش های پوررسینا در بیماری های گرده (کلیه) چشمگیر میباشد . در مقاله چهارم از کتاب چهارمقاله عروضي سمرقندي آمده است:

«چون به گرگان رسيد، به کاروانسرايي فرود آمد، مگر در همسايگي او يکي بيمار شد، معالجت کرد، به شد. بيماري ديگر را نيز معالجت کرد، به شد. بامداد قاروره‌آوردن (آزمایش پیشاب)گرفتند و ابوعلي همي‌نگريست و دخلش‌ پديد آمد و روز به روز مي‌افزود… »  

پور سينا با نگاه کردن به پيشاب در روشنايي روز و يافتن ويژگي‌هاي آن و برآورد يافته‌ها با در نظر داشتن وضع نبض‌ها و دیگر يافته‌هاي باليني درباره بيمار داوری‌ مي‌نمود .پيش از پورسينا قاروره‌گرفتن بر مبناي مشاهده پيشاب‌ انجام نمي‌شد. پورسينا نخستين دانشمندي‌ است که در کتاب قانون در طب‌ مي‌نويسد:

«پيشاب براي آزمايش بايد نخستين پيشاب بامداي باشد و بايد از شب پيشين از آشاميدن آب خودداري شود…»

امروزه ما مي‌دانيم که بررسي توان کلیه برای بیرون ریختن اسید و نگهداری آب دربدن، بهتر است با آزمايش نخستین پيشاب بامدادان پيش از آنکه بيمار آبي‌ بياشامد، انجام گيرد تا بتوان دريافت که توان گرده‌ها (کليه) براي‌ نگهداري آب در چه اندازه است.

پورسينا در پي آن مي‌نويسد:

«… پيش‌ از آزمايش پيشاب نبايد براي يک ساعت هم مانده باشد. پيشابي که‌ شش ساعت مانده باشد را نبايد آزمايش نمود، بايد پرسيد که آيا بيمار ماده رنگي خورده است يا نه؟ … .»

پورسينا مي‌گويد: «ظرفي که پيشاب را در آن مي‌گيرند، بايد شسته‌ شده باشد و بايد پيشاب را در جايي گذاشت که از تابش نور خورشيد و از تاثير باد به دور باشد تا گرمي و سردي بر آن اثر نگذارد و بايد آن ‌قدر زمان‌ داد که ته‌نشست آن کاملا جدا شود … » امروزه روشن است که پيشاب‌ نيز مانند گوشت اگر بماند، فاسد مي‌شود و بهتر است هرچه زودتر آزمايش شود و به ويژه گرما و سرما مي‌تواند اثرات چشمگيري روي ميزان‌ اسيد و ته‌نشين پيشاب بگذارد و از اين‌رو پزشک را در بررسي‌ يافته‌ها سردرگم نمايد. گذشته از اين پورسينا از نشانه‌هايي در پيشاب‌ به هنگام آزار در ديگر اندام‌ها آگاهي داشت. وي در کتاب قانون‌ مي‌نويسد: «نخست نشانه‌هايي در پيشاب از سامان کبد و اندام‌هاي‌ خدمتگزار کبد خبر مي‌دهد … .» امروزه روشن است که بسته‌شدن راه‌‌هاي صفراوي (اندام خدمتگزار کبد) يا التهاب نسج کبد بر اثر بروز زردي يرقان و افزايش رنگ‌دانه‌هاي صفراوي، رنگ پيشاب را زرد مي‌نمايد. پورسينا در اين باره در کتاب نخست، فصل دوم آورده است: رنگ پيشاب: «شناخت: اگر رنگ سرخ مايل به زعفراني باشد، بيش‌تر نشانه‌‌اي از بيماري در کيسه صفراست.»

ارزش آزمايش کامل پيشاب براي پورسينا به‌درستي روشن بود و از اين‌روست که در 33 صفحه از کتاب نخست قانون پيرامون‌ آزمايش پيشاب نوشته شده است. پورسينا آزمايش پيشاب را در هفت گام‌ انجام مي‌داد: 1- رنگ پيشاب‌ 2- هيات (قوام) پيشاب‌ 3- روشني و تيرگي پيشاب‌ 4- ته‌نشين پيشاب‌ 5-اندازه (حجم) پيشاب‌ 6- بوي پيشاب‌ 7- کف پيشاب

پورسينا نشانه‌هاي دگرگوني پيشاب را با نشانه‌هاي بيماري در تن‌ بررسي مي‌نموده، چنان‌که مي‌گويد:  

«اگر پيش از سرخ‌شدن رنگ‌ پيشاب، شب‌بيداري، کري و تشويش عقل و سردرد در کار باشد، نشان‌ آن است که خونريزي بيني روي داده و پس از آن در گرده (کليه) بيمار سنگ پيدا شود.»

امروزه روشن شده که تشويش عقل، سردرد و خونريزي بيني‌ مي‌تواند نشانه‌هاي Uremia&Hypertensive encephalopathy باشد. هنگامي که کري پيش از سرخ‌شدن رنگ پيشاب (خون‌شاشي) در کار باشد، نشانگان بيماري Alport را به ياد مي‌آورد و بي‌شک نارسايي کليه، همراه خون‌شاشي  و نارسايي پيشرفته و از پيامدهاي ديررس‌تر نشانگان آلپورت است که مي‌رساند پورسینا ،با دگرگوني رنگ پيشاب در بيماري‌هاي نسبتا کمياب آشنا و نيز از نشانه‌هاي پيشاب در کري و اختلال شنوايي به در کار بودن بيماري‌ مادر‌زادي گرده‌ها پي برده است.

 برپایه همان آموزش ها دانش بیماری های کلیه ،بدان اندازه رسیده که شاگردان پورسینا ، باگسترش آموزش های پورسینا از آزمایش پیشاب به  شناخت روند بیماری های کلیه و درمان جایگزینی کلیه رسیده اسند . ما برای پاسداری ازدانش پورسینا باید،آموزه های پورسینا را با بیشن پزشکی ژرف ، به کارببریم. برای این کاربزرگ باید مانند پورسینا همواره بکوشیم تا میزان دانش خود را در هنر پزشکی بالا برده و هنرمندانه دانش خود را برای تندرستی بیماران بکاربندیم. گذشته از دانش پزشکی میدانیم که پورسینا با نوشتن کتاب هائی دیگر در رشته های گوناگون دانش مانند کتاب شفا در منطق ،الهیات وریاضی موسیقی و کتاب واژه های فارسی دانشنامه علائی نیز نام برد.کتاب شفا در منطق و الهیات و ریاضی هم سنگ کتاب قانون در پزشکی میباشد. آشنائی پورسینا با موسیقی و دیگر دانش های زمان نیز در نوشته های بسیار برای آیندگان بیادگار مانده است. سروده های پورسینا ، بسیار داهیانه میباشد همچون :  اندر دل من هزار خورشید بتافت      وآخربه به کمال إره ای را نیافت          دل هر إره را که بشکافی                 آفتابی اش درمیان بینی.

نوشته: پروفسور بهروز برومند